يکشنبه 15 تير 1399 - Sunday, July 5, 2020
اعتبارنامه تاجگردون یا مجلس یازدهم؟جلوگیری از فساد به شرط حمایتاعلام‌ نتیجه آزمایش داروی کرونادر مدارس آمریکا به کودکان ما درس نفرت از کشورشان داده می‌شودبایدها و نبایدهایی برای ورزشکارانسکوت در مقابل افزایش قیمت نان/ پرونده‌های گرانفروشی نان به تعزیرات ارجاع نمی‌شوندفاش شدن راز ۱۱ سپتامبر توسط ژنرال آمریکاییزمان کسر وام کروناییفضای مجازی جایگزین مناسبی برای آموزش حضوری نیستمردم دنبال چه اخباری هستند؟اسرای دفاع مقدس؛ از هفت هزار روز اسارت تا تکه تکه شدن توسط رژیم بعثاحتمال تعطیلی بزرگترین شرکت حمل و نقل جاده‌ای کشور/ ۷۰۰ نفر در آستانه بیکاریتصویر روزنامه های ورزشیآخرین آمار کرونا در ایرانصفحه اول روزنامه های امروزعروسی و عزا به صرف مرگ و کروناکسی نباید مبتلا شدن به ویروس کرونا را عار بداندگرانی گوشت قرمز دلالی یا قاچاق دام؟/سرانجام بازار مرغ چه می شود؟استعفای نخست‌وزیر فرانسهطرحی برای باید و نباید‌هایِ کار نمایندگی مجلس/ نظارت بر رفتار وکلای ملت تغییر می‌کند؟
تاریخ :1399/04/01 7:48 AM
چگونه ایده برتری سفیدپوستان باعث تضعیف آمریکا می‌شود؟
اندیشه برتری سفیدپوستان در سیاست «اول آمریکا»‌، این کشور را به سمت ضعیف شدن می‌برد.

به گزارش بصیرآنلاین، نشریه فارن پالسی در مقاله‌ای با عنوان «چگونه ایده برتری سفیدپوستان باعث تضعیف آمریکا می‌شود» نوشت: تظاهرات جنبش «زندگی سیاه‌پوستان اهمیت دارد» نشان دهنده تغییری بزرگ در سیاست‌های داخلی آمریکا است. با این حال اهمیت این تظاهرات فراتر از مرز‌های آمریکا است. زیرا مسئله نژاد برای آمریکا و وجهه آن در جهان اهمیت دارد.

اعلام همبستگی جهانی با قربانیان نژادپرستی و خشونت پلیس بار دیگر این مسئله را نشان می‌دهد که چرا حقوق مدنی یک مسئله در عرصه سیاست خارجی محسوب می‌شود. طرح این موضوع به ما یادآوری می‌کند که سیاست خارجی متاثر از (ایده) برتری سفیدپوستان باعث تضعیف آمریکا شده و برخی از نقاط قوت راهبردی و اصلی آن را نفی می‌کند.

دولت دونالد ترامپ آشکارا از ایده برتری سفیدپوستان حمایت کرده است. هدف بخشی از دیدگاه «اول آمریکا»‌ از نظر ترامپ این بوده است که قدرت را در جامعه و نهاد‌های آن برای مردان سفیدپوست نگه‌دارد. به همین دلیل است که کل کابینه او در اختیار مردان سفید پوست است، افراد دارای اصالت اسپانیایی در مرز آمریکا زندانی می‌شوند، اداره مهاجرت و گمرک افرادی با اصالت اسپانیایی را هدف قرار می‌دهد و حتی دولت او تا جایی پیش می‌رود که ایده مقابله با مهاجرت «غیرقانونی» به آمریکا را مطرح کرده است.

براساس این دیدگاه مبتنی بر برتری سفیدپوستان، روابط هم‌پیمانی آمریکا در عرصه بین الملل در حالت ایده آل آن انعکاسی از ویژگی مسیحی و سفیدپوست آمریکا خواهد بود. دقیقا به همین دلیل است که ترامپ با تاسی از استیو بنن مشاور سیاسی پیشین خود به دنبال ایجاد همبستگی با جنبش‌های سیاسی راست گرا بوده است. حتی اگر این همبستگی باعث ایجاد اختلال در روابط این کشور با دولت‌های هم پیمان آن شود.

به همین دلیل است که رئیس‌جمهور آمریکا اهمیت زیادی برای روابط با روسیه و مجارستان قائل است، کشور‌هایی که رهبران آن‌ها، خود را (همانند جان سوبیسکیس پادشاه لهستان) مدافعان مسیحیت در قرن ۲۱ در نظر می‌گیرند که در حال دفاع از شهر وین در برابر لشگر مسلمانان هستند.

با این حال رویداد‌های هفته‌های اخیر دلایلی واضح دال بر نقایص این شکل از سیاست خارجی ارائه کرده است.  این مسئله با عناصر مهم هویت ملی آمریکا تضاد دارد و «قدرت نرم» آمریکا را تضعیف می‌کند. آمریکا به رغم همه نقایص آن ریشه در یک نبرد و جنگ ضد امپریالیستی دارد. این کشور باوجود سابقه نه چندان موفق خود در زمینه برابری نژادی، در دو نبرد عمده علیه دولت‌های نژادپرست و منزجرکننده شرکت کرده و برنده شده است: جنگ داخلی و جنگ دوم جهانی. این جنگ‌ها از نظر تعداد کشته شدگان آن جزء  پرهزینه‌ترین جنگ‌هایی است که آمریکا در آن حضور داشته است.

این فداکاری‌ها به آمریکا اجازه می‌دهد در زمینه مبارزه با نژادپرستی ادعای برخورداری از میراثی را داشته باشد. میلیارد‌ها نفر در سراسر جهان می‌توانند با نبرد سیاه‌پوستان در این کشور برای برابری همزادپنداری کنند و این در حالی است که این افراد احتمالا خود رویای پناهندگی در آمریکا را در سر می‌پرورانند. هزاران تظاهرکننده‌ای که در حمایت از سیاه‌پوستان در برلین، آمستردام و لندن به خیابان‌ها ریختند، شاهدی برای این موضوع هستند که تبدیل کردن آمریکا به بهشتی برای اندیشه برتری سفیدپوستان، می‌تواند باعث دور شدن شرکای بین المللی ما شود.

سیاست‌های مبتنی بر برتری سفیدپوستان می‌تواند «قدرت سخت» آمریکا را نیز تضعیف کند. این کشور از دیرباز به سبب اقتصادی قوی، تراکم جمعیتی کم و فرهنگ باز خود  مهاجر پذیر بوده است. آمریکا امروزه مقصد اول مهاجران دنیاست که دلیل آن به مسائل اقتصادی بازمی گردد. برای مهاجران، رویای آمریکا، هنوز هم امری موجود و حاضر است. به دلیل همین مهاجرت است که جمعیت آمریکا در حال رشد است آن هم در شرایطی که سایر قدرت‌های جهانی در اروپا و حتی آسیا شاهد کاهش یا رکود در جمعیت خود هستند. جمعیت آمریکا در سال ۲۰۰۶ از مرز ۳۰۰ میلیون عبور کرد و بر اساس پیش بینی‌ها تا سال ۲۰۵۸ به ۴۰۰ میلیون نفر خواهد رسید. این برای کشوری که در عرصه جهانی با چین و هند رقابت می‌کند امری حیاتی است، زیرا جمعیت این دو کشور روی هم رفته از دو میلیارد هم بیشتر است. بدون مهاجرت شانسی برای ادامه افزایش جمعیت آمریکا وجود ندارد، زیرا نرخ باروری در این کشور در حدی نیست که جمعیت به رشد مداوم خود ادامه دهد.

علاوه بر این، آمریکا دارای جمعیت اقلیت و مهاجری است که به خوبی با جامعه آن یکپارچه شده و دوست دارند در ارتش این کشور خدمت کنند. این امر یکی از موفق‌ترین نمونه‌های یکپارچگی نژادی در تاریخ آمریکاست. امروزه بیش از ۴۰ درصد نیرو‌های مسلح آمریکا را اقلیت‌ها تشکیل می‌دهند.

نیرو‌های مسلح آمریکا تا سال ۱۹۴۸ شکل یکپارچه نژادی نداشت. در آن سال کمک و نقش سیاه پوستان آمریکا در پیروزی ایده‌آل‌های آمریکایی و دفاع از آن به شکلی دیرهنگام به رسمیت شناخته شد. در دهه‌های بعدی، ارتش این کشور به یکی از نهاد‌هایی تبدیل شده است که بیشترین نقش را در پیشبرد بحث برابری داشته است. آن‌هایی که توانایی و استعداد مهاجران و یا سیاه‌پوستان را در دستیابی به رده‌های ارشد نظامی زیر سئوال می‌برند، بهتر است به این مسئله توجه کنند که خانواده کالین پاول از مهاجران جامائیکایی بودند. او تنها ژنرال آمریکایی است که در پنجاه سال گذشته به یک پیروزی در مفهوم پایدار آن دست یافته است.

بخشی از موفقیت آمریکا در بحث یکپارچه سازی مهاجران به دلیل فرهنگ و نهاد‌های آمریکایی و مفهوم شهروندی مبتنی بر آزادی و احترام متقابل است. بخشی از آن نیز به‌خاطر رویا‌های بزرگ و تلاش‌های خود اقلیت‌ها و مهاجران و فرهنگ آن‌ها است. افراد اسپانیایی زبان در عمل به شکل خارق العاده‌ای به زندگی در آمریکا خو گرفته اند.

با اینکه مهاجران نسل اول روابط زیادی با کشور‌های اصلی خود دارند و اسپانیایی را بهتر از انگلیسی صحبت می‌کنند، ولی با این حال مطالعات نشان می‌دهد اسپانیایی زبان‌ها در نسل سوم عمدتا به زبان انگلیسی تکلم می‌کنند. این امر درباره نسل‌های قبلی مهاجران اروپایی نیز صدق می کند. آمریکا در بحث یکپارچه سازی مسلمانان نیز نسبت به کشور‌هایی که برای بحث شهروندی روی پایه‌های تاریخی یا نژادی تاکید می‌کنند موفقیت بیشتری داشته است. این موفقیت‌ها باعث قوی شدن آمریکا و ادامه روند ورود مهاجران به این کشور و ارتش آن می‌شود و از این طریق خطوط مقدم آمریکا تقویت می‌شود.

سیاست باز در داخل این کشور به شکل گیری روابط شراکتی در عرصه بین المللی کمک می‌کند. باز بودن نسبت به جهان و بحث تنوع در داخل کشور بخش‌های مهمی از قدرت نرم آمریکا است. اینکه آمریکایی‌ها درباره سرعت و مسیر سیاست‌های اجتماعی خود اختلاف نظر‌های جدی داشته باشند یک نکته قوت است و نشان می‌دهد که جوامع باز نیازی به سرکوب کردن ایده‌های مختلف و تبادل نظر ندارند. بنابر‌این نبرد برای عدالت و برابری نژادی باعث تقویت مادی آمریکا می‌شود.

ارتش آمریکا این مطلب را از دیرباز می‌دانسته است و به دلیل استقبال آن از همه مردم آمریکا، وضعیت قوی تری دارد. تنوع جامعه آمریکا در مسیر خدمت به ایده‌های مشترک آن بزرگترین نقطه قوت این کشور بوده و دقیقا به همین دلیل است که اندیشه برتری سفید پوستان که در سیاست منحرف «اول آمریکا»‌ی ترامپ رخنه کرده است، باعث تضعیف آمریکا در خارج می‌شود.

انتهای پیام/

نرم‌افزار اندرویدی مودم‌یار - ModemYar
مرکز خیریه نگهداری معلولین ذهنی نوشیروانی بابل
محک، موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
شرکت دانش بنیان ابررایانه طبرستان abarsoft.ir
محل تبلیغات شما
نظرات شما
+ نظردهید
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بصیرآنلاین می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright © 2020 BasirOnline website.
All rights reserved. Reproduction is permitted by referring to the source.