سه شنبه 4 مهر 1396 - Tuesday, September 26, 2017
تاریخ :1396/06/19 9:13 AM
اصطلاح‌طلبان مازندران سهم‌خواه یا دلسوز؟!
توسعه و پیشرفت شتابان مازندران از مسیر اصلاح‌طلبی و اصولگرایی نیست/ جریان‌های سیاسی نمی‌توانند رای روحانی را به خود منتسب کنند/ نکاتی که اصلاح‌طلبان مازندران فراموش کرده‌اند....
یکی از بحث‌های جدی که این روزها در محافل سیاسی و رسانه‌ای مازندران بدان پرداخته می‌شود موضوع تغییر استاندار است.

حال همه شهروندان مازندرانی منتظر هستند تا شاهد آن باشند که استاندار بعدی مازندران چه کسی خواهد شد؟!

در این بین گزینه‌های مطرحی هر روز بر سر زبان می‌افتد و حتی گاهی این موضوع را برخی افراد قطعی شده تلقی می‌کنند. در همین راستا چندی پیش شورای اصلاح‌طلبان مازندران به همراه مسئولان ستادهای روحانی در مازندران جلسات متعددی را تشکیل دادند و در نهایت شورای اصلاح‌طلبان مازندران در یک جمع‌بندی نهایی دکتر کریمی‌مله را به عنوان یکی از گزینه‌های خود معرفی کرد.

آنچه مسلم است توسعه و پیشرفت شتابان مازندران از مسیر اصلاح‌طلبی و اصولگرایی نیست، بلکه مسیری با استفاده از خرد جمعی منهای اصلاح‌طلبی یا اصولگرایی است که در نهایت برای پیشرفت و حل مشکلات فعلی و پیشگیری از مشکلات آینده و باز کردن قفل‌های موجود استان باید بر جریان کاربردی‌تری رسید که بتواند به دور از منازعات سیاسی، که مردم را خسته کرده است، برای برون‌رفت مازندران از عقب‌ماندگی، تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی کند.

پیش از پرداختن به نشست و اجماع شورای به اصطلاح اصلاح‌طلب به این موضوع خواهیم پرداخت که چرا اصطلاح‌طلبان آری، اصولگرایان نه؟

چرا اصلاح‌طلبان نقش خود را در خصوص انتخاب استاندار، اثرگذارتر می‌دانند و در این بین اصولگرایان در سکوت سیاسی قرار گرفته اند؟

آیا دکتر روحانی، یک اصلاح طلب است؟

آنچه که پیداست رای مردم به یک رییس‌جمهور بوده و جریان‌های سیاسی نمی‌توانند رای روحانی را به خود منتسب کنند.

انگاره‌ها و رفتارها و پیشینه سیاسی رییس‌جمهور نشان می‌دهد که وی را باید تلفیقی از تفکرات سیاسی دانست، و مبنای تفکرات ایدئولوژی وی را باید در ریشه اصولگرایی جستجو کرد، هرچند در مقاطعی نیز با توجه به اقتضای زمانی تغییرات تاکتیکی برای رسیدن به اهداف خود داشته، که وی را به اردوگاه اصلاح‌طلبان نزدیک‌تر کرده است. در واقع روحانی، اصولگرایی است که روش و منش تعامل و رفتار سیاسی با جریان اصلاح‌طلبی را به خوبی می‌داند و گفتمان روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری را می‌توان همان گفتمان "راست سنتی" دانست که به ادبیات اصلاح‌طلبی آغشته شد.

اما چرا روحانی را باید اصولگرا در سپهر افکار عمومی به عنوان یک راست‌سنتی همانند بزرگانی چون مرحوم هاشمی‌رفسنجانی، ناطق‌نوری و لاریجانی‌ها دانست؟

دکتر روحانی سال‌هاست که عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز بوده و نام وی در ادوار مختلف در فهرست جامعه روحانیت مبارز در انتخابات مختلف به چشم می‌خورد، در انتخابات مجلس ششم که به مجلس اصلاح‌طلبان شهرت یافت شکست خورد و به همراه مرحوم هاشمی رفسنجانی مورد تندترین حملات اصلاح‌طلبان قرار گرفت. وی به ولایت فقیه ایمان دارد، دلباخته بچه‌های جبهه و جنگ است، به جمهوریت و اسلامیت نظام توامان باور دارد، با رژیم منحوس پهلوی مبارزات سختی داشته است، و از همه مهمتر رفتار سیاسی او در جریان اتفاقات سال 88 از بسیاری از اصولگرایان، اصولگرایانه‌تر بود.

دکتر روحانی حتی پس از  ماجراهای سال 88 هرگز در کنار شکست خوردگان انتخابات قرار نگرفت و فاصله خود را با افراطیون اصلاح‌طلب حفظ کرد و جزو آن دسته سیاسیونی بود که در برابر خطبه‌های نماز جمعه رهبری معظم از سر اعتقاد سر تسلیم فرود آورد و هرگز از کلمه تقلب در انتخابات استفاده نکرد. در عین حال او با طیفی از اصولگرایان افراطی که می‌توان آنان را به عنوان رادیکال‌ترین طیف اصولگرایان دانست، نیز میانه خوبی ندارد.

بنابراین دکتر روحانی، اصولگرایی است که در برخی از تاکتیک‌های عملکردی خود از ادبیات اصلاح‌طلبی نیز استفاده می‌کند و در عین آنکه در هر دو اردوگاه است، اما در هیچ کدام هم نیست.

باتوجه به آنچه که گفته شد در کارنامه سیاسی روحانی ردپایی از اصلاح‌طلبی دیده نمی‌شود و اینکه اصلاح‌طلبان خود را در پیروزی و سهم‌خواهی، شریک روحانی می‌دانند، امری عبث می‌باشد.

با این حال رفتار اصلاح‌طلبان در دوره اول ریاست جمهوری دکتر روحانی نشان داد که آنها بارها رنگ عوض کرده و در خصوص حمایت از روحانی چرخش صد و هشتاد درجه‌ای داشته‌اند، به شکلی که روحانی در پایان دوره اول ریاست جمهوری خود، در پاسخ به منتقدانش تنها مانده بود.

علی‌رغم اینکه روحانی با تابلوی اعتدال و تشکیل یک دولت فراجناحی به میدان آمد، متاسفانه در مازندران عده‌ای از اصلاح‌طلبان با معرفی روحانی به عنوان یک اصلاح‌طلب که در واقع رییس‌جمهور همه مردم ایران است، سعی در مصادره رای مردم به نفع جریان خود دارند و به گونه‌ای مدعی شده  و سهم‌خواهی می‌کنند که انگار نتیجه انتخابات را آنها به نفع دکتر روحانی تغییر داده‌اند.

ورای سکوت اصولگرایان در معرفی استاندار و عدم رایزنی و لابی‌گری در این خصوص که جای تعجب دارد، آنچه در نشست شورای سیاستگذاری اصلاح‌طلبان مازندران حاصل شد معرفی دکتر کریمی‌مله به عنوان یکی از گزینه‌ها به عنوان استاندار مازندران بوده است.

مواردی که اصلاح‌طلبان در خصوص دکتر کریمی‌مله به اتفاق‌نظر رسیده‌اند و بر روی آن تکیه می‌کنند، دانش سیاسی، چهره دانشگاهی و اجرایی و البته سلامت اخلاقی‌اش به همراه نفوذ و موقعیت وی در دولت روحانی است. اما نکاتی در این انتخابات وجود دارد که یا از دید اصلاح‌طلبان مغفول مانده و یا اینکه آن را مخفی نگه می‌دارند.

اصلاح‌طلبان در حالی دکتر کریمی‌مله را فارغ التحصیل علوم سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس تهران معرفی می‌کنند، که وی دوران تحصیلی خود را پیش از دوره دکتری در دانشگاه امام صادق (ع) با آن گزینش‌های خاص گذرانده و در مقطعی هم با دانشگاه امام حسین(ع) و برخی از نهادهای انقلابی همکاری داشته است.

اصلاح‌طلبان در حالی بر نفوذ و موقعیت دکتر کریمی‌مله به واسطه حسام‌الدین آشنا در دولت روحانی تاکید دارند که وی در دولت روحانی نتوانست حکم ریاست دانشگاه مازندران را دریافت کند و بر اساس شنیده‌ها به واسطه حضور در جریان فتنه 88، صلاحیت وی از سوی دستگاه‌های ذیربط نظارتی برای تصدی ریاست بزرگترین دانشگاه مازندران مورد تایید قرار نگرفت.

حال باید دید شورای اصلاح‌طلبان از کدام نفوذ کریمی‌مله در دولت روحانی سخن به میان می‌آورند؟ البته باید دید سایر گزینه‌های مطرح در این خصوص دارای چه ضریب نفوذی هستند. شاید برخی افراد نه تنها در دولت ذی‌نفوذ هستند بلکه در سایر قوا و دستگاه‌های اجرایی دارای ارتباط نزدیک و نفوذ مفید و موثر هستند.

با اینکه بر دانش آکادمیک دکتر کریمی‌مله اذعان داریم و وی به عنوان یک فرد تئوریک می‌تواند مفید باشد، باید گفت این دانش سیاسی وی در عرصه اجرایی در زمان تصدی پست معاونت سیاسی و امنیتی استانداری مازندران، به کار نیامد و در رقابت سیاسی با انصاری استاندار وقت مازندران مجبور به استعفا شد و استانداری را با یک استاندار غیربومی رها کرد و به محیط دانشگاهی بازگشت.

با این حال کریمی‌مله زمانی در مسند معاونت سیاسی و امنیتی استانداری مازندران قرار گرفت که رویکرد دولت اصلاحات توسعه سیاسی بوده است، در حالی که با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری، رویکرد نظام و به تبع آن دولت، اقتصاد مقاومتی بوده و مازندران نیازمند فردی با توانمندی اجرایی در حوزه اقتصاد مقاومتی است.

مازندران استانداری می‌خواهد که بتواند با کار و اقدام‌های مهم و بزرگ مشکلات استان بویژه اقتصادی را حل کرده و حماسه‌ساز اقتصادی در استان باشد، چرا که منازعات سیاسی به اندازه کافی مردم را خسته و مشکلات آنان را بیشتر و بیشتر تحت تاثیر قرار داده است.

ادامه دارد....



نرم‌افزار اندرویدی مودم‌یار - ModemYar
مرکز خیریه نگهداری معلولین ذهنی نوشیروانی بابل
محک، موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
شرکت دانش بنیان ابررایانه طبرستان abarsoft.ir
محل تبلیغات شما
نظرات شما
+ نظردهید
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بصیرآنلاین می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright © 2017 BasirOnline website.
All rights reserved. Reproduction is permitted by referring to the source.