يکشنبه 12 بهمن 1404
-
Sunday, February 1, 2026
صفحه اصلی
سیاست
فرهنگ و هنر
ورزشی
دانش
تصویری
آرشیو
پیوندها
درباره ما
تماس با ما
افزایش قیمت حبوبات در بازار
بیانیه هیئت دولت در محکومیت اتحادیه اروپا
نرخ بهره بین بانکی ثبات باقیماند
ارتش: مدعیان مبارزه با تروریسم، حامیان رژیم تروریستی صهیونی هستند
فهرست ۲۵۰۰ واحد تولیدی برای دریافت تسهیلات
از حکمتِ دیروز تا خطایِ امروز
کمبود عرضه روغنمرتفع شد
لاریجانی: عواقب اقدام اتحادیه اروپا علیه سپاه متوجه خود آنهاست
تجارت خطرناک انگلیس با چین
پدیده پینگپنگ پنجم جهان شد
در دیدار عراقچی و فیدان چه گذشت؟
شکست شهرداری گرگان در سوپر لیگ
دعوت از ایرانیان خارج از کشور برای حج تمتع
ورود سامانه بارشی جدید به کشور
اسرائیل در تلاش است آمریکا را برای حمله علیه ایران متقاعد کند
تحریمهای جدید آمریکا علیه ایران
اطلاق عنوان سازمان تروریستی به سپاه پاسداران فاقد وجاهت حقوقی است
راهبرد جدید بانک مرکزی
وزیر نفت: نگران معامله آمریکا با مشتریان نفت ایران نباشید
ترامپ: ایران میخواهد به توافق برسد
تاریخ :1390/11/21 11:21 PM
سوداگری که جان و جهان فروخت و جنان خرید!
سرداری که محرم اسرار عشق بود، تشنه دیدار عشق بود، نگار عشق بود، سربدار عشق بود، جانبازی که سرافرازی از انصار عشق بود، همچون پرنده ای سبکبال با بالهای خونین هم پر باز کرد و پرواز کرد
سرداری که محرم اسرار عشق بود، تشنه دیدار عشق بود، نگار عشق بود، سربدار عشق بود، جانبازی که سرافرازی از انصار عشق بود، همچون پرنده ای سبکبال با بالهای خونین هم پر باز کرد و پرواز کرد و بی هیچ دلواپسی دل به دریا زد و پشت پا به دنیا زد و همچون شقایق صحرا، ذره ذره و لحظه لحظه پژمرد و افسرد و عاقبت جان به جانان سپرد.
سوداگری که به مشتری پر و پا قرصش جان فروخت و بهشت اندوخت، ماده داد و معنا گرفت، از دنیا گذشت و در جنت،مأوی گرفت و اینک مصداق کامل راضیه مرضیه شد و کریمانه در جنت الله و در بین عبادالله جا گرفت.
فرزندی از دیار قهرمان پرور و حماسه ساز دزفول از استان خوزستان، کسی که نوجوانی و جوانی اش را در جریان برپایی انقلاب اسلامی، مهار شورشهای قومی و نقش آفرینی در دفاع مقدس و حوادث ریز و درشت انقلاب شکل داد و در تمامی صحنه ها جان در طبق اخلاص نهاد و بارها و بارها زخم عشق به تن دید و اما بر خلاف همسفران و همسنگران، دل شکسته تر از همیشه مجال وصال نیافت و توفیق رفیق نشد و ناباورانه از قافله یاران جا ماند تا با نگاهی حسرت انگیز، در انتظار آینده بماند تا حقیر زبان حال او و همه جامانده ها را در آن حال و هوای غریب، غریبانه زمزمه کنم و بسرایم:
به جهــان مهمان ناخوانده منم آن که از قافله جا مانده منم
رفتنی بــودم و مــانـدنی شدم بـا دلـم رفیـق نـاتنـی شدم
بس که ماندم، شده رفتنم خیال گر چه دارم به تنم زخم وصال
بس که از بودن و ماندن خجلم تنم عاصی شده از دست دلم
پای مـاندنم دگـر خستـه شده بال معراجی من بسته شده
شهر آسمــانی ام رفته ز دست دل از این غربت دیرینه شکست
بلبـــلانه یـاد از گـل می کنم غربت دل را تحمل می کنم
دلم اکنون چو پرستویی غریب شد از این فاصله بی صبر و شکیب
سردار شهید حاج احمد سوداگر با تجربه فرماندهی اطلاعات قرارگاه های متعدد عملیاتی در مناطق صفر جنگی، که اتفاقاً زمینه های اولیه آشنایی و رفاقت و همکاری رزمی و اطلاعاتی با سردار سرلشگر شهید طوسی را از همان دوران بیادگار داشت، با کوله باری از تجربه و ایثار، در سال 71 فرماندهی لشکر 25 کربلای مازندران را بعهده گرفت و به گواه همه شاهدان صدیق، لشگر مازندران بواسطه توانایی های فرماندهی اش، تحول اساسی پیدا کرد و یادگارهای فراوان مهارتی، مدیریتی، خدماتی، معنوی؛ عملیاتی، امکاناتی، تجهیزاتی و در عین حال خاطرات فراوان فردی از او بجا مانده که مشخصاً حسینیه عاشقان کربلای ساری از برکات وجودی و از یادگارهای گرامی این شهید عزیز است و یقیناً او بواسطه اینکه این حسینیه قدمگاه مقدس مقام عظمای ولایت، شهدای جنگ، رزمندگان و جانبازان و آزادگان و خانواده های ایثارگران شده است، برای همیشه مأجور است.
یادم می آید که در سال 74 و در زمان تشریف فرمایی مقام معظم رهبری به مازندران، حقیر با هماهنگی سردار متولیان فرمانده سابق سپاه بیت، جهت اجرای شعری در دیدار بسیار شورانگیز بسیجیان استان با معظم له در حسینیه عاشقان کربلای ساری، توفیق همنشینی انحصاری در اتاق انتظار را با وی یافتم و در آنجا جز عشق به ولایت و شخص مقام معظم رهبری در او نیافتم و ایشان هم شور مرا مضاعف کرد و هم خود آنچنان پر شور به ایفاد کلام عاشقانه پرداخت که جمعیت بسیجی حاضر در اوج تلاطم دیدار و کولاک امواج احساس، مسحور سخنان سحرآمیز کسی شد که در کنار آن همه بلاغت و قدرت سخنوری، بجز شیفتگی و شیدایی، نمی توانست به مسئولیتش و گزارش کارش بپردازد!
البته دوستی و رفاقت ما بدلایل کاری و ارتباط گسترده فرهنگی-سازمانی ام با سپاه، هم قبل از آن و هم بعد از آن و نیز در زمان دانشجویی ما در دوره کارشناسی ارشد با سردار سرلشگر شهید سوداگر وجود داشت، اما برخی دیدارها و خاطره ها ماندنی ترند.
شهید سوداگر که علاوه بر جانبازی بالای 70٪ از خانواده های معظم شهدا نیز بوده است، حسینیه عاشقان کربلا را به پایگاهی معنوی در مناسبت های مختلف تبدیل کرد طوری که این حسینیه در فاصله زمانی کوتاهی میزبانی تمامی مراسم سراسری را بعهده گرفته و محور تمام جریانات مذهبی در ساری و حتی شهرهای اطراف شد و تجمع گسترده اتوبوسهایی که میهمانان را از شهرهای اطراف به ساری می آوردند، گویای این اقبال و محوریت بود. میزبانی شبهای ماه رمضان بخصوص لیلی قدر و پخش مستقیم مراسم از رسانه استانی، مراسم شبهای وداع با شهدا و شروع تشییع جنازه شهدا، برقراری مجالس دعا و زیارت نامه ها و مجالس گرامیداشت مناسبتهای دفاع مقدس و میزبانی جلسات معنوی دیگر مثل حج و سایر مناسبتها، از فرماندهی قوی و تاثیرگذار ایشان حکایت می کرد که شخصاً پیگیر همه این محوریت ها و تکثیر و ترویج فضای معنوی و مراسم ارزشی بود.
ایشان از لشکر 25 کربلای مازندران به تهران منتقل شد و فرماندهی لشکر 27 محمدرسول الله را به عهده گرفت و یکی از زیباترین دوران فرماندهی اش را در آن لشکر تجربه کرد که به سرعت او را به یک فرمانده کشوری و مقام ستادی مبدل نمود و پس از بازنشستگی مسئولیت پژوهشکده علوم و معارف دفاع مقدس را بعهده گرفت که حقیقتاً با تعصب هر چه تمام تر به توسعه و تدوین این آثار ارزشمند می پرداخت و رابطه ایشان با اسناد و آثار و علوم و مهارتهای دفاع مقدس، یک رابطه عاطفی در حد یک پدر و فرزند بوده و به این مسئولیت، عشق معنوی می ورزید و تلاشگرانه آن را پی می گرفت و علیرغم اینکه ایشان هم فلب مریضی داشته و با باطری ادمه حیات می داد و نیز پای قطع شده ای داشت، اما لحظه ای از زیر بار مسئولیتهای سنگینی که به ایشان سپرده می شد، شانه خالی نمی کرد و گاهی آنچنان پابپای دیگران راه می رفت و تلاش می کرد که انسان گاهی وضعیت جسمی اش را فراموش می کرد.
از یادم نمی رود که در یکی از رزمایش های سراسری سپاه در تهران، ایشان که بعنوان فرمانده لشگر 25کربلای مازندران به این رزمایش موسوم به اردوکشی رفته بود، علیرغم مخالفت دوستان، پابپای رزمندگان و دیگر پاسداران و بسیجیان، کیلومترها با پای قطع شده اش راه رفت تا جائیکه بخاطر شدت زخم از پا افتاد، اما حاضر نشد که از اردو برود و در چادر فرماندهی ماند و اتفاقاً هم ایشان و هم دوستان، احوالپرسی گرم و صمیمانه مقام معظم رهبری با این شهید بزرگوار را که در بخشی از این اردوکشی حضور یافته بودند، برایم تعریف کردند و معظم له با یادآوری وضعیت ایشان، بسیار متعجب شدند که چرا این شهید عزیز به پیاده روی طولانی مبادرت ورزیده است و ایشان همواره به ملاطفت رهبری مباهات می کردند.
هر کس که با سردار سرلشگر شهید سوداگر مانوس بود دقیقاً تایید می کند که همنشینی ما غالباً با لهجه شیرین جنوبی و خاطرات شجاعانه و بسیار پر تنوع او در دفاع مقدس آکنده بود و انسان از این همه خاطرات و مخاطرات متحیر می ماند که واقعاً دفاع مقدس توسط چه شجاعان بی بدیلی اداره شد و همواره نگاه ما به ایشان و امثالهم نگاهی احترام آمیز و تکریم کننده بود که انصافاً کمترین وظیفه ای بود که در قبال پیشکسوتان جهاد و شهادت ادا می کردیم.
چقدر ساده و صمیمی رفتار می کرد و با همه ارتباط برقرار می کرد و چقدر بی آلایش درجمع بچه ها می نشست و رده های پایین را به نام کوچک و با واژه پسوند جان خطاب قرار می داد و به خود حقیر چقدر محبت داشت و با اصرار ایشان من هم در تمامی مراسم وداع با شهدا و هم در تمامی لیالی قدر در طی آن سالها در حسینیه عاشقان کربلای مازندران به اجرای شعرهای مذهبی و حماسی ام می پرداختم و ایشان همین نوع رابطه را با قاریان، مداحان و غالب هیئت های مذهبی حسینیه ها و مساجد ساری داشت که انصافاً مازندران و مازندرانی ها را به تکثر، توسعه و غنی سازی فضای پرشور مذهبی و مراسم دفاع مقدس ترغیب می کرد.
یکی از خصائل ارزشمند ایشان نگاه باز و وسیع به نیروهای توانمند و باانگیزه و گرایش ایشان در میدان دادن به نیروهای خلاق و خدوم بوده و بهیچوجه عرصه را بر هیچ فرد صالحی حتی به روی مخالفانش تنگ نمی کرد و از فضا و اختیارات مدیریتی اش استفاده فردی بعمل نمی آورد.
بهرحال این وجود ذیجود از میان ما پرکشید تا در عمل، فزونی و رجحان لیاقتش را به رخ ما بکشد که او آسمانی بود و ما زمینی ماندیم و برای رسیدن به آن مقامات عالی، باید فرسنگها راه معنوی را طی کنیم تا با استعانت و فضل الهی، توفیق نظر به وجه الله یافته و از این گردونه تنگ مادیت رها شده و به خداگونگی برسیم.
باید خالصانه از خدا بخواهیم تا توفیقی را که رفیق سردار شهید سوداگر در روز میلاد پیامبر اعظم(ص) و امام صادق(ع) و در ایام الله دهه مبارکه فجر نموده، در سرنوشت نهایی ما نیز تکرار فرماید و ما را نیز اعتلاء بخشد.
صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه
نظرات شما
+ نظردهید
نام و نام خانوادگی:
ایمیل:
نظرات:
مجموع اعداد زیر را بنویسید
16 + 7
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به بصیرآنلاین می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright © 2026 BasirOnline website.
All rights reserved. Reproduction is permitted by referring to the source.